Farsi Dictionary

Farsi - English Dictionary

Persian Dictionary

Farsi English Translation

Share |
Word
Farsi » English Translations for "نیم پخته"
Func. Word Definition Pron.
A نیم پخته half-baked
A نیم پخته rare
A نیم پخته sodden

Farsi » English Indirect translations for "نیم پخته"
Func. Word Definition Pron.
A افتاب پخته sun-baked
PHR آیا باید پخته شود؟ cook: Does it need to be cooked?
A پخته ripe
A پخته baked
N تره فرنگی پخته leek: braised leeks
A خوب پخته well-done
N دسر یخ زده مرکب از سرشیر و تخم مرغ پخته وشربت و مواد دیگری parfait
A دوباره پخته شده warmed-over
N ذرت پوست کنده که با اب جوش یا شیر پخته شده باشد hominy
N ران گوسفند و غیره که پخته باشد gigot
A زیادتر از معمول پخته شده warmed-over
A سفارشی پخته شده order: cooked to order
N سوسیس جگر پخته liverwurst
N سیب پخته apple: baked apple
N غذای پخته boiled food
N غذای پخته boiled meat
N غذای مایعی مرکب از گوشت یا مای و حبوبات و سبزیای پخته broth
N غذای مرکب از لوبیا ومغز ذرت پخته succotash
A کاملاً پخته well-done
N کلوچه یا نان پخته شده در قالب های دو پارچه اهنی waffle
N گوشت ران خوک پخته شده ham: baked ham
N گوشت و سبزه های پخته که باهم بیامیزند hash
N لوبیای پخته bean: baked beans
A ملایم پخته شده braised
N نوعی پودینگ که محتوی میوه پخته است dumpling