Farsi Dictionary

Farsi - English Dictionary

Persian Dictionary

Farsi English Translation

Share |
Word
Farsi » English Translations for "میزان"
Func. Word Definition Pron.
N میزان measure
N میزان mete
N میزان criterion
N میزان amount
N میزان quantum
N میزان bulk
N میزان size
N میزان dimension
N میزان rate
N میزان balance
N میزان level
N میزان equilibrium
N میزان equipoise
N میزان scale: scales
N میزان adjustment

Farsi » English Indirect translations for "میزان"
Func. Word Definition Pron.
N اسباب تنظیم و میزان کردن چیزی pilot
N افزایش میزان اری accretion
N الت میزان کردن جریان هوا damper
A بخودی خود میزان شونده self-adjusting
V بیش از میزان احتیاج کارمند گرفتن featherbed
A پست تر از استاندارد یا میزان متداول raunchy
N پیچ میزان رادیو tuner
N تعیین میزان استعداد خود self-rating
N تعیین میزان دید چشم optometry
N تعیین میزان مد آب watermark
N خط میزان و تراز کشتی باسطح اب waterline
A خود میزان self-adjusting
A دارای یک میزان isometric
N دومین اهنگ میزان supertonic
V روی صفر میزان کردن zero
A صرفه جویی کننده در میزان کار labor-saving
V کوک کردن یا میزان کردنالت موسیقی یارادیو و غیره tune
N مقدار میزان amount
N میزان الحراره thermometer
N میزان الهواء barometer
N میزان انحراف متداول mean square deviation
N میزان حساسیت sensitivity
N میزان خرابی failure rate
N میزان خش noise level
N میزان خطا error rate