Farsi Dictionary

Farsi - English Dictionary

Persian Dictionary

Farsi English Translation

Share |
Word
Farsi » English Translations for "مخصوص"
Func. Word Definition Pron.
A مخصوص especial
A مخصوص special
A مخصوص particular
A مخصوص proper
A مخصوص peculiar
A مخصوص specific
A مخصوص express
A مخصوص private

Farsi » English Indirect translations for "مخصوص"
Func. Word Definition Pron.
N اتاق مخصوص دود دادن ماهی وامثال ان smoking room
N اتومبیل کوچک مخصوص تاکسی minicab
N اتومبیل مخصوص حرکت روی برف snowmobile
N اجودان مخصوص aide de camp
N ادم یا قایق مخصوص حمل مشروبات قاچاق rumrunner
N ارابه مخصوص حمل الوار sloop
N اره مخصوص برش طولی چوب ripsaw
N اسباب مخصوص تجزیه کمی و کیفی قطب polarograph
N اسباب مخصوص چرخاندن خطوط نوشته در جلو ناطق تلویزیون teleprompter
N اسباب مخصوص در اوردن چیزی scoop
N اسب مخصوص تخم کشی و اصلاح نژاد studhorse
N اسب مخصوص چهار نعل galloway
N اسب مخصوص مسابقه اسب دوانی plater
N استعمال اشکال حیوانات در نر بعنوان علائم مخصوص zoomorphism
N اشعار حماسی مخصوص نقالان و داستان گویان شعر رزمی rhapsody
N اشعار مخصوص کودکان nursery rhyme
N اشکاف یا گنجه مخصوص ظروف اشپزخانه kitchen cabinet
N اصطبل مخصوص کرایه دادن اسب یا نگاهداری اسب های دیگران livery stable
N اصطلاحات مخصوص یک صنف jargon
N اصطلاحات مخصوص یک صنف یا دسته cant
N اطاق کوچک مخصوص زن boudoir
N اطاق مخصوص بیلیارد انگلیسی poolroom
N اعتبار مخصوص هزینه های خصوصی پادشاه privy purse
N الوار یا تیر مخصوص ستون سازی piling
N الیاف قیراندود کنف مخصوص درزگیری oakum