Farsi Dictionary

Farsi - English Dictionary

Persian Dictionary

Farsi English Translation

Share |
Word
Farsi » English Translations for "شاخه"
Func. Word Definition Pron.
N شاخه branch
N شاخه arm
N شاخه bough
N شاخه limb
N شاخه sprout
N شاخه tributary
N شاخه embranchment
N شاخه branch line
N شاخه wing
N شاخه bifurcation
N شاخه grain
N شاخه horn

Farsi » English Indirect translations for "شاخه"
Func. Word Definition Pron.
V بسه شاخه تقسیم شدن trifurcate
A بی شاخه doddered
A بی شاخه limbless
V بی شاخه کردن disbranch
A بی شاخه acaulescent
N تقسیم بدو شاخه bifurcation
V جند شاخه شدن fork
N جوانه یا شاخه کوچک sprit
A دارای شاخه و هاي تركه خم شونده vimineous
A دارای شاخه های نازک و خیمده بالا رونده sarmentose
N دو شاخه fork
N دو شاخه plug
N دو شاخه pitchfork
N دو شاخه crutch
N دو شاخه crotch
N دو شاخه knee
N دو شاخه diapason
N دو شاخه ماده female plug
N رویش شاخه shoot
A سه شاخه trifid
A سه شاخه triradiate
N سه شاخه fork
N سه شاخه trifurcation
N سه شاخه قابل تعویض میان صفحات گرامافون microgroove
V شاخه بستن ramify