Farsi Dictionary
Farsi - English Dictionary
Persian Dictionary
Farsi English Translation
Share
|
Dictionary
Text Translation
Tools
Resources
Contact Us
Help
Farsi - English Dictionary
Farsi - English Translation
Word
Farsi » English
Translations for "ذرات"
Func.
Word
Definition
Pron.
N
ذرات
ingredient
Farsi » English
Indirect translations for "ذرات"
Func.
Word
Definition
Pron.
V
بشکل ذرات ریز و پایدار دراوردن
emulsify
N
بصورت پودر یا ذرات ریز دراورنده
vaporizer
A
بین ذرات
intermolecular
A
پر از ذرات رسوبی
roily
N
تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز و پایدار در محلولی
emulsion
N
حرکت ذرات معلق مایع بوسیله نیروی برق
electrophoresis
A
دارای ذرات ریز
particulate
V
دارای ذرات ریز کردن
granulate
A
دارای ذرات ریز متساوی
isometric
A
دارای ذرات و ترکیبات متعدد و مشابه چند نژادی
polymeric
A
در داخل ذرات
intermolecular
N
دستگاه تقویت و تسریع ذرات بار دار الکترونی
synchrotron
N
دستگاهی که عناصری را به ذرات ریز تبدیل میکند مثل عطرپاش
atomizer
N
ذرات چربی دراب
emulsion
N
ذرات رادیواکتیوی که از جو بزمین میریزد
fall-out
N
ذرات ظریف و ریزسیلیسی که از بقایای گمزادان بدست می اید
diatomite
N
عقیده باینکه جهان مادی از ذرات ریز ساده تشکیل شده است
atomism
N
فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
kinetic theory
N
فرضیهء اتمی که تمام مواد را ترکیبی از ذرات اتم میداند
atomic theory
A