Farsi Dictionary

Farsi - English Dictionary

Persian Dictionary

Farsi English Translation

Share |
Word
Farsi » English Translations for "در مقابل"
Func. Word Definition Pron.
PREP در مقابل versus
PREP در مقابل against
PREP در مقابل for
PREP در مقابل vis-a-vis

Farsi » English Indirect translations for "در مقابل"
Func. Word Definition Pron.
N الت مقاوم در مقابل برق thermistor
N تمبریکه برای تشویق در مقابل خرید کالا بخریدار میدهند stamp: trading stamp
A دارای شکلی که مقاومت هوا را در مقابل ان کم کند streamline
A دارای علاقهجنسی به جنس مقابل و به جنس خود bisexual
N دختری که در کلاس رقص یا کاباره در مقابل پول با مشتریان دیگر میرقصد taxi dancer
N در مقابل پولی kind
V در مقابل دارا have
V در مقابل فشار مقاومت کردن brace
V در مقابل یکدیگر قرار دادن counterpose
V دفاع کردن در مقابل bay
N سیستم اجاره زمین در مقابل خدمت socage
N سیستم اجاره زمین در مقابل خدمت soccage
N طرف مقابل opponent
N طرف مقابل opposite party
A غیر قابل نفوذ در مقابل گاز gas-tight
A قابل تحریک در مقابل التماس excitant
A قابل سفت شدن در مقابل حرارت