Farsi Dictionary

Farsi - English Dictionary

Persian Dictionary

Farsi English Translation

Share |
Word
Farsi » English Translations for "در اطراف"
Func. Word Definition Pron.
PREP در اطراف about
PREP در اطراف anent
PREP در اطراف around
PREP در اطراف circa

Farsi » English Indirect translations for "در اطراف"
Func. Word Definition Pron.
N اجرای رقص در اطراف شمشیر sword dance
N اطراف environment
N اطراف environs
N اطراف milieu
N اطراف دریا seaward
N اطراف قلب pericardium
PHR آیا این اطراف اردوگاه هست؟ campsite: Is there a campsite nearby?
PHR آیا این اطراف استخر روباز هست؟ pool: Is there an outdoor pool nearby?
PHR آیا می توانیم به اطراف نگاهی بیاندازیم؟ look: Can we look around?
V به اطراف چرخاندن wry
N جزیره یا جزایر مرجانی که اطراف دریاچه را مثل کمربندی احاطه کرده باشد atole
N جلسه بحث و تحقیق در اطراف موضوعی seminar
N جلسه غیر رسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه pourparler
N حصار یانرده اطراف خانه یا شهر burg
N خاکریزی که مور هنگام لانهسازی در اطراف لانه خود ایجاد میکند anthill
N خط اطراف زمین فوتبال touchline
A در اطراف ماه circumlunar
N ردیف ستون های اطراف ایوان یا حیاط peristyle
N روشنایی اطراف هاله ماه paraselene
N رومیزی اویخته از اطراف میز drop-leaf
N زمین اطراف بارانداز quayside
N سبیل و موی اطراف دهان حیوان vibrissa
N فضای اطراف هر جسمی atmosphere
PHR فقط کمی از اطراف را کوتاه کنید. edge: Just take some off the edges.
V قطرات ریز باران که بادانرا به اطراف میزند spray