Farsi Dictionary

Farsi - English Dictionary

Persian Dictionary

Farsi English Translation

Share |
Word
Farsi » English Translations for "درمان"
Func. Word Definition Pron.
N درمان remedy
N درمان treatment
N درمان order
N درمان therapy

Farsi » English Indirect translations for "درمان"
Func. Word Definition Pron.
N اب درمان water cure
N استفاده علمی اب در درمان بیماریها hydrotherapy
PHR آیا قبلاً برای این مشکل تحت درمان قرار گرفته اید؟ treat: Have you previously been treated for it?
A بی درمان incurable
A بی درمان immedicable
A بی درمان irremediable
PHR بیمه شما این نوع درمان را پوشش نمی دهد. insurance: Your insurance doesn't cover such a treatment.
N تماس با بیمارپس از تشخیصیا درمان follow-up
N جراحی مغز جهت درمان بیماری روانی psychosurgery
N درمان با اشعه مجهول X-ray therapy
N درمان بواسطه مواد شیمیایی chemotherapy
N درمان بوسیله اشتغال بکار occupational therapy
N درمان بوسیله سرما cryotherapy
N درمان بوسیله مالش استخوان و مفاصل osteopathy
N درمان بوسیله نیروی تشعشعی radiotherapy
PHR درمان چقدر طول می کشد؟ treatment: How long will the treatment take?
N درمان دارویی chemotherapy
N درمان روانی psychotherapy
V درمان شدن treat
V درمان کردن remedy
V درمان کردن treat
N درمان هر درد cure-all
PHR شما به درمان جدی نیاز دارید. treatment: You'll need a serious treatment.
A قابل درمان treatable
A قابل علاج و درمان operable