Farsi Dictionary
Farsi - English Dictionary
Persian Dictionary
Farsi English Translation
Share
|
Dictionary
Text Translation
Tools
Resources
Contact Us
Help
Farsi - English Dictionary
Farsi - English Translation
Word
Farsi » English
Translations for "بی مورد"
Func.
Word
Definition
Pron.
A
بی مورد
inopportune
A
بی مورد
inappropriate
A
بی مورد
undue
A
بی مورد
inapposite
A
بی مورد
untimely
A
بی مورد
wrong
A
بی مورد
unseasonable
A
بی مورد
anomalous
A
بی مورد
amiss
A
بی مورد
trumped-up
Farsi » English
Indirect translations for "بی مورد"
Func.
Word
Definition
Pron.
N
امر مورد تعهد یا تضمین
warranty
N
امر مورد علاقه
shebang
PHR
امکان دارد یک صورتحساب مورد به مورد به من بدهید؟
itemize: Can I have an itemized bill?
N
انطباق با مورد
decency
V
با نظر مساعد مورد بحث قرار دادن
talk up
N
بچهای که مورد مواظبت قرار میگیرد
nursling
A
بطرز خوبی مورد عمل قرار گرفته
well-handled
V
بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skim
N
بیمه در مورد مخاطره برای مدت معینی
term insurance
NPR
تانتالوس که مورد شکنجه شدید زاوش قرار گرفت
Tantalus
N
تعداد اشخاص مورد استفاده
manpower
N
جوان زیبایی که مورد علاقه افرودیت بود
Adonis
N
چربی پشم که در ارایش مورد استعمال دارد
lanolin
N
چیز مورد تقاضا
requisition
N
حق ادعای مالکیت در مورد زمینهای خالصه
freeboard
A
دارای تهور بی مورد
foolhardy
ADV
در این مورد
hereon
N
در مورد کالای محموله به خارج
free alongside vessel
N
در مورد کالای محموله به خارج
free alongside ship
N
ر ماده مورد کاربرد در بسته بندی
packing
NPR
سپاهیان مغول که در قرن سیزدهم اروپای شرقی را مورد تاخت و تاز قرار دادند
Golden Horde
V
سخت مورد انتقاد قرار دادن
objurgate
N
سر درد و حساسیت بی مورد
neurasthenia
N
سکوبی درعرشه کشتی که مورد استفاده کاپیتان وافسرانقرار میگیرد
bridge
N
شخص مورد افترا
libellee