Farsi Dictionary

Farsi - English Dictionary

Persian Dictionary

Farsi English Translation

Share |
Word
Farsi » English Translations for "بزرگی"
Func. Word Definition Pron.
N بزرگی bigness
N بزرگی vastity
N بزرگی vastness
N بزرگی vastitude
N بزرگی magnitude
N بزرگی amplitude
N بزرگی voluminosity
N بزرگی bulkiness
N بزرگی enlargement
N بزرگی formidability
N بزرگی grandeur
N بزرگی magnificence
N بزرگی dignity
N بزرگی eminence
N بزرگی eminency
N بزرگی gentility
N بزرگی hauteur
N بزرگی headship
N بزرگی lordship

Farsi » English Indirect translations for "بزرگی"
Func. Word Definition Pron.
N اتساع و بزرگی عضوی در اثر گاز یا هوا emphysema
N بزرگی بیش از حد سر megacephaly
N بزرگی طبع magnanimity
N بزرگی عظمت و شان و اقتدار majesty
N جایگاه دستهء موزیک که عقب ان بشکل صدف مقعر بزرگی است band shell
N چرخ افقی بزرگی که زندانیان ان را بحرکت دراورند treadmill
N دهانه رودخانه بزرگی که شتکیل خلیج کوچکی دهد estuary
NPR ساعت بزرگی کهبر برج پارلمان لندن نصب شده است Big Ben
N سگ بزرگی که گوش ها ولبهایش اویخته است mastiff
N شیشه بزرگی که در آن ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند aquarium
N کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود backlog
N کنده بزرگی که شب میلاد بمناسبت اغاز مراسم عید در بخاری منزل گذارند Yule log
N موج بزرگی که بساحل خورده ودرهم می شکند breaker