Farsi Dictionary

Farsi - English Dictionary

Persian Dictionary

Farsi English Translation

Share |
Word
Farsi » English Translations for "اندازه گیری"
Func. Word Definition Pron.
N اندازه گیری measurement
N اندازه گیری mensuration
N اندازه گیری module

Farsi » English Indirect translations for "اندازه گیری"
Func. Word Definition Pron.
N اسباب اندازه گیری اوضاع فیزیکی و جوی ارتفاعات زیاد ماوراء جو sonde
N اسبابی برای اندازه گیری قدرت انکسار نور در شبکیه skiascope
N اندازه گیری اجرام سماوی uranometry
N اندازه گیری از دور telemetry
N اندازه گیری با ذرهسنج micrometry
N اندازه گیری حساسیت چشم sensitometry
N اندازه گیری طول length measurement
N اندازه گیری عمق دریا و اقیانوس bathymetry
V اندازه گیری کردن meter
V با متر اندازه گیری کردن meter
A بسهولت قابل اندازه گیری stereometric
N پرگار مخصوص اندازه گیری اشیاء خیلی ریز micrometer caliper
N دستگاه اندازه گیری فشار و کشش tonometer
N دستگاه خود کاری برای اندازه گیری رطوبت جوی hygrograph
N دستگاه مخصوص اندازه گیری جریان اب rotameter
A قابل اندازه گیری measurable
A قابل پیمایش و اندازه گیری mensurable
N قابلیت اندازه گیری measurability
N قابلیت اندازه گیری commensurability
N مبحی اندازه گیری ومساحی از روی عکسای وایی photogrammetry
N مقیاس اندازه گیری مایعات liquid measure
N میله اندازه گیری ذرع metewand
N میله یا چوبی که برای اندازه گیری عمق چیزی بکار می رود dip-stick
N نوعی پرگار که برای اندازه گیری ضخامت یا قطر اجسام بکار میرود caliper
A وابسته به مبحی اندازه گیری بدن انسان anthropometric