Farsi Dictionary
Farsi - English Dictionary
Persian Dictionary
Farsi English Translation
Share
|
Dictionary
Text Translation
Tools
Resources
Contact Us
Help
Farsi - English Dictionary
Farsi - English Translation
Word
Last Searches
غیر موثر
chicken-hearted
باغبان تاکستان
حفره غدهای
reflection
ready-made
make-ready
sharp-witted
tendinous
از جای خود برون کردن
fast
لاجورد
قابل دانستن
ذیحق دانستن
ظاهری دانستن
قدر چیزی را دانستن
لازم دانستن
قبیح دانستن
روا دانستن
منجر شونده
ember
blear-eyed
comma
tidal
خدا دانستن
از پیش دانستن
دانستن
بیشعور دانستن
بی اهمیت دانستن
sapphire
بازنشسته دانستن یا شدن
بی اساس دانستن
چیزی را غیر قانونی دانستن
بد دانستن
cutter
خود نگار
saltshaker
cross-eyed
What time does the last bus for the airport leave?
پست تر دانستن
بدین تازه وارد کردن
all-clear
بدین تازه وارد شدن یا کردن
طرفدار ازادی اراده
بصورت دسته جمعی سرود خواندن
بهم پیوسته
رشته ای
پر از دست انداز
fancy
علامت زمان سنجی
با روکش لبه ای
designation
راهنمایی غلط کردن
What time do we board?
outlook
پوشش روی کفش
light
بدی مطلق
hawk-eyed
با صدایی موزون خواندن
شمشیر
غضروف شفاف
خشک و غیر شفاف شدن ملتحمه چشم
جدا شدگی
روشن و شفاف
صفحه شفاف رادیوسکپی
تپش نگار
سنگ نگار
تنفس نگار
دستگاه تنفس نگار
تزئينات و نقش و نگار پنجره ای گوتیك
دستگاه برقی ضربان نگار قلب
پیکر نگار
زلزله نگار
رنگ نگار
نوعی کاغذ نازک شفاف یا نیمه شفاف که هوا یا روغن از ان نمیتواند عبور کند
دیباچه نگار
شفاف شده
دور نگار
sustainable
continuous-time
توجه داشتن به
توجه بیک نقطه یا یک مقصد مشترک
توجه باحتیاجات دیگران
توجه بدرون
توجه بعالم بالا و امور عالیه
عبور از پهلوی کسی بدون توجه به او
توجه به قطب
توجه از خود
توجه به جزئيات
کسیکه نظریات و اصول خود را بدون توجه به مقتضیات میخواهد اجرا کند
توجه بسوی خاور
sharp-tongued
indiscretion
بترتیب خرید وارد دفتر و ثبت کردن
آیا می توانم همان روز قطار یا اتوبوسم را عوض کنم؟
governor-general
self-love
من مجرد هستم.
برون رفت