Farsi Dictionary
Farsi - English Dictionary
Persian Dictionary
Farsi English Translation
Share
|
Dictionary
Text Translation
Tools
Resources
Contact Us
Help
Farsi - English Dictionary
Farsi - English Translation
Word
Last Searches
soft-boiled
scaly-finned
resort
تخته باریک
devotion
Petition
در این باره
forewarn
حفاظت پرونده
funeral
bone
نوعی کرجی
angel
mackerel
مختل کننده
head
allowance
محل انشعاب
procurement
میمون پوزهدار ماداگاسکار
چشمه یا جوی اب
lenient
علاقه دمدمی
نشان خوان
extended
price-cutting
forsake
محل تلاقی چند خیابان یا جاده
Object
حلزونهای گرمسیری مارپیچی جنوب اقیانوس ساکن و اقیانوس هند
حق
navigation
pivot
مسخره وار
قابل بخشش و معافیت
انگل مالاریا
کالای اصلی بازار مصنوعات مهم واصلی یک محل
انگل یا میکرب سوزاک
When do you close?
تکرار حرف ربط
dispensable
چیدن مو
fertile
عامل عکس العمل
علم عادت وطرز زندگی موجودات و نسبت انها با محیط
topic
حقوق بگیر
اب پرتقال
حمام عرق گز
خلاف منطق
chivalry
comprise
یکجور کرجی کوچک
قابل عرضه در بازار
outbreak
low-necked
کرجی ته پهن که از روی ان عبور کنند
fever
hireling
میخکوب کردن محکم کردن
boy
corner
Tartar
various
slope
لباس کشباف مرکب از شلوار پاچه بلند و بلوز
مفقود کردن
بی درخت
مصونیت روحانیون از محاکمه شدن در دادگاههای عرفی
اطفاء شهوت با نگاه
Heuristic
Hippo
Heterosexual
سردار
مشروب قاچاق
تولید صدای ناگهانی و بلند کردن
dark-colored
labyrinth
چیز مطلوب
بی نیاز از غیر
posh
بسوی جنوب
warning
افسوس خوردن
اهل کشور تایلند
wanton
شیشه ای
از شکست و یا حادثه جلوگیری کردن
vine-colored
دارای جام شیشه کردن
heckle
واحدی از قبیل قضایی واداری وغیره
Pity
fan
fenugreek
heavy-duty
word-of-mouth
کاملا پر
light-limbed
مرض جذام