Farsi Dictionary

Farsi - English Dictionary

Persian Dictionary

Farsi English Translation

Share |
Word
Farsi » English Translations for "کودک"
Func. Word Definition Pron.
N کودک child
N کودک infant
N کودک baby
N کودک kid
N کودک chit
N کودک babe
N کودک tike
N کودک trot
N کودک tyke
N کودک bantling

Farsi » English Indirect translations for "کودک"
Func. Word Definition Pron.
N ان کودک that child
N باغ کودک kindergarten
N پزشکی کودک pediatrics
N حلقه لاستیکی مخصوص گاز گرفتن کودک تا دندان در اورد ring: teething ring
NPR خدای عشق که بصورت کودک برهنه مجسم شده Cupid
N رشد سنج کودک pedimeter
N رشد سنج کودک pedometer
NPR صورت کودک بالدار Eros
N فن اموزش وپرورش کودک pedagogics
N فن اموزش وپرورش کودک pedagogy
N کودک تازه از شیر گرفته weanling
N کودک تازه براه افتاده toddle
N کودک تازه براه افتاده toddler
N کودک شناسی pedology
N کودک شیر خوار suckling
N کودک کشی infanticide
A کودک مانند babyish
A کودک مانند childlike
N کودک منشی puerilism
N کودک نو پا toddler
A معصوم و پاک چون کودک dewy-eyed
PHR یک بزرگسال و دو کودک، لطفاً. adult: One adult and two children, please.