Farsi Dictionary

Farsi - English Dictionary

Persian Dictionary

Farsi English Translation

Share |
Word
Farsi » English Translations for "نیست"
Func. Word Definition Pron.
ABBR نیست isn't
AUX نیست is not

Farsi » English Indirect translations for "نیست"
Func. Word Definition Pron.
PHR اتاق خالی موجود نیست vacancy: No vacancy
N ادمی که امید بهبودی برایش نیست ne'er-do-well
N اسبی که قدرتش معلوم نیست و شانس بردن مسابقه را کمتر دارد dark horse
PHR استعمال دخانیات مجاز نیست. smoking: Smoking is not allowed.
N اعتقاد باین که انسان جانوری بیش نیست animalism
PHR او در حال حاضر اینجا نیست. in: He's not in now.
PHR این اندازه شما نیست. size: This is not your size.
PHR این به اندازه کافی تمیز نیست. clean: It is not clean enough.
PHR این خیلی تازه نیست. fresh: This is not quite fresh.
PHR این سفارش من نیست. order: This is not my order.
PHR این قیمت مناسب نیست. reasonable: The price is not reasonable.
PHR آب سرد نیست. water: There is no cold water.
PHR آب گرم نیست. water: There is no hot water.
PHR باورکردنی نیست. incredible: That's incredible.
PHR ببخشید، این جای خواب شما نیست. berth: Excuse me, this is not your berth.
PHR ببخشید، این جای شما نیست. seat: Excuse me, this is not your seat.
PHR ببخشید، این کوپه شما نیست. compartment: Excuse me, this is not your compartment.
PHR برای استعمال داخلی نیست internally: Not to be taken internally
ID پیشنهادی که چاره ای جز قبول ان نیست choice: Hobson's choice
PHR تعمیر آن ممکن نیست. impossible: It's impossible to fix it.
PHR تلویزیون نیست. TV: There is no TV set.
N جای امانت مردگانی که هویت انها معلوم نیست morgue
N جملهای که از لحاظ دستوری کامل نیست sentence fragment
PHR چیز مهمی نیست. serious: Nothing serious.
PHR حالم خوب نیست. sick: I feel sick.