Farsi Dictionary

Farsi - English Dictionary

Persian Dictionary

Farsi English Translation

Share |
Word
Farsi » English Translations for "منسوب"
Func. Word Definition Pron.
A منسوب related
A منسوب allied

Farsi » English Indirect translations for "منسوب"
Func. Word Definition Pron.
NPR اولیسز قهرمان حماسه اودیسه منسوب به هومر شاعرنابیناییونانی Odysseus
NPR اولیسز قهرمان حماسه اودیسه منسوب به هومر شاعرنابیناییونانی Ulysses
N خویشاوند و منسوب بوسیله ازدواج in-law
NPR داستان حماسی منسوب به هومر Iliad
N منسوب بلافصل next of kin
V منسوب بودن refer
N منسوب به اويلوس خدای بادا Aeolian
A منسوب به بافت غدهای و لنفاوی adenoidal
A منسوب به بافت غدهای و لنفاوی adenoid
A منسوب به تاج خروس amaranthine
N منسوب به جمعیت زنان جوراب ابی درقرن هیجدهم bluestocking
A منسوب به علم ستاره شناسی astrological
A منسوب به فیزیک نجومی astrophysical
A منسوب به نویسنده یا مولف auctorial
N منسوب نسبی sib