Farsi Dictionary

Farsi - English Dictionary

Persian Dictionary

Farsi English Translation

Share |
Word
Farsi » English Translations for "درست کردن"
Func. Word Definition Pron.
V درست کردن straighten
V درست کردن emend
V درست کردن regulate
V درست کردن trim
V درست کردن right
V درست کردن organize
V درست کردن redd
V درست کردن fettle
V درست کردن compose
V درست کردن indite
V درست کردن make
V درست کردن build
V درست کردن fix
V درست کردن devise
V درست کردن mend
V درست کردن make up
V درست کردن concoct
V درست کردن fashion
V درست کردن clean
V درست کردن gully
V درست کردن weave
V درست کردن integrate
V درست کردن adapt
V درست کردن agree
V درست کردن address

Farsi » English Indirect translations for "درست کردن"
Func. Word Definition Pron.
V اجمالا درست کردن roughcast
V املت درست کردن scramble
V با استادی درست کردن manipulate
V با خدعه و فریب درست کردن rig
V بد درست کردن mismanage
V بیاندیشه یا بی مطالعه درست کردن extemporize
V بی زحمت درست کردن strike off
ID پاپوش درست کردن frame smb. up
V پاپوش درست کردن railroad
V حصار درست کردن corral
V حوض درست کردن pond
V خاربست درست کردن hedge
V خمیر درست کردن paste: make a paste
V خمیر درست کردن dough: make a dough
V خمیر درست کردن knead
V خمیر درست کردن malaxate
V خمیر درست کردن batter
V درست خمیر کردن temper
V درست رفتار کردن behave
V درست کردن موی سر dress
V دسته درست کردن team
V دوباره درست کردن redintegrate
V ساندویچ درست کردن sandwich
N فن درست تلفظ کردن orthoepy
V گنبد یا طاق درست کردن vault