Farsi Dictionary

Farsi - English Dictionary

Persian Dictionary

Farsi English Translation

Share |
Word
Farsi » English Translations for "خورد"
Func. Word Definition Pron.
N خورد food
N خورد feed
N خورد intake
N خورد absorption
N خورد resorption
N خورد sucking

Farsi » English Indirect translations for "خورد"
Func. Word Definition Pron.
PHR از شما حالم بهم می خورد. disgusting: You're disgusting.
PHR این را چطور می شود خورد؟ eat: How do you eat this?
N باز خورد feedback
N خط بر خورد اب با کشتی waterline
N خورد دهنده feed loader
N خورد رو به بالا face-up feed
N خورد رو به پایین facedown feed
N خورد سنجاقی pile feed
N خورد کارت card feed
V خورد کردن suck
A خورد کردنی pulverable
A خورد کردنی pulverizable
N خورد متقابل cross-feeding
A در خورد فرو رفته self-absorbed
N زد و خورد battle
N زد و خورد combat
N زد و خورد fight
N زد و خورد warfare
N زد و خورد skirmish
N زد و خورد set-to
N زد و خورد medley
N زد و خورد fracas
N زد و خورد tilt
N زد و خورد جزیی velitation
V زد و خورد کردن skirmish