Farsi Dictionary

Farsi - English Dictionary

Persian Dictionary

Farsi English Translation

Share |
Word
Farsi » English Translations for "تماس"
Func. Word Definition Pron.
N تماس contact
N تماس contiguity
N تماس tangency
N تماس osculation
N تماس impact
N تماس going-on
N تماس communication
N تماس contingence

Farsi » English Indirect translations for "تماس"
Func. Word Definition Pron.
PHR از او می خواهم که با شما تماس بگیرد. call: I'll have him call you back.
PHR از تماس شما متشکرم. call: Thank you for calling.
PHR آیا با پلیس تماس گرفته اید؟ police: Did you call the police?
PHR آیا کسی با من تماس گرفت؟ call: Did anyone call me?
N تماس اندک skim
N تماس با بیمارپس از تشخیصیا درمان follow-up
N تماس با خارج از کشور call: overseas call
N تماس برق بابدن galvanism
N تماس بین المللی call: international call
V تماس حاصل کردن و اهسته گذشتن brush
V تماس گرفتن contact
N تماس محلی call: local call
V تماس مختصر حاصل کردن skim
V تماس نزدیک حاصل کردن osculate
PHR تماس های بین المللی داخل صورتحساب شده اند. call: International calls are included in the bill.
PHR تماس های بین المللی داخل صورتحساب نشده اند. call: International calls are not included in the bill.
V تماس یافتن contact
V توپ فوتبال را قبل از تماس با زمین زدن punt
PHR چطور می توانم یک خط آزاد برای تماس با بیرون از هتل بگیرم؟ line: How can I get an outside line?
PHR چه کسی با پلیس تماس گرفت؟ police: Who called the police?
N شخص در تماس communicator
N صدای تماس جسم سریع با هوا whoosh
PHR لطفاً از او بخواهید با من تماس بگیرد. call: Please ask him to call me.
PHR لطفاً شماره تلفن هایی را در اختیار من قرار دهید تا در صورت بروز مشکلی با آنها تماس بگیرم. trouble: Please give me some numbers to call in case of trouble.
PHR لطفاً فردا دوباره تماس بگیرید. call: Please call again tomorrow.