Farsi Dictionary

Farsi - English Dictionary

Persian Dictionary

Farsi English Translation

Share |
Word
Farsi » English Translations for "اکسیژن"
Func. Word Definition Pron.
N اکسیژن oxygen

Farsi » English Indirect translations for "اکسیژن"
Func. Word Definition Pron.
N اکسیدی که اکسیژن و فلز ان برابر باشد monoxide
N اکسیدی که دارای مقدار زیادی اکسیژن باشد peroxide
V اکسیژن امیختن oxygenate
A اکسیژن دار oxygen
N اکسیژن زدایی deoxygenation
V اکسیژن زدن oxygenate
V اکسیژن گیری کردن از deoxygenate
N اکسیژن مایع lox
V با اکسیژن ترکیب کردن oxidize
V بی اکسیژن کردن deoxidate
V بی اکسیژن کردن deoxidize
N ترکیبات خنثی کربن و اکسیژن و هیدرژن carbohydrate
N ترکیب دارای چهار اتم اکسیژن tetroxide
V جوش اکسیژن زدن volcanize
N جوش اکسیژن لاستیک و فلزات vulcanization
N دستگاه اکسیژن pulmotor
N دستگاه تنفس اکسیژن aqualung
PHR ذخیره اکسیژن چه قدر است؟ oxygen: How large is the oxygen supply?
A زنده و فعال بدون هوا و اکسیژن anaerobic
N عمل ترکیب اکسیژن با جسم دیگری oxidation
V فاقد اکسیژن کردن deoxygenate
PHR کپسول اکسیژن برای چه مدت است؟ tank: How long will the tank last?
N کمبود اکسیژن در بافت های بدن hypoxia
N کمبود اکسیژن anoxia
N ماسک اکسیژن oxygen mask